لبخندهای احمقانه ی یک زن

ادامه ی روز نگار
نویسنده : مهراوه شریفی نیا - ساعت ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٠ تیر ۱۳۸٩
 



خب به سلامتی تعطیلات فردا به پایان می رسه ...!!!

کارِ ما عالیه ... فکر می کنی یک هفته تعطیلی و بعد به ناگه  , تعطیلاتِ یک هفته ای به دو روز تقلیل پیدا می کنه .

در نتیجه برنامه های فردا همگی کنسل می شوند .

کلی با خودم کلنجار رفته بودم ... در خودم انگیزه ایجاد کرده بودم که فردا برم دنبالِ رفعِ نواقص و خرید  و این حرفا ... ولی ...

حتما قسمت نیست دیگه ... چی کار کنم ؟

...

امروز تا 2 خوابیدم ... ولی قول می دم فردا 10 بیدار بشم ... اینجوری آدم به هیچ کارش نمی رسه ...

البته دلیلِ این صبح دیر بیدار شدن اینه که الان پروژه شب کاره و من هم هر وقت احضار میشم تا صبح سرِ کارم , در نتیجه خیلی نمی شه ساعت خواب رو تغییر داد ...

 

...

 

دیگه نمی دونم چی بنویسم ...

 

...

 

امروز کلا روی ِ مودِ  خاطره ام ... می خواستم دو سه تا از شاهکارای زندگیمو اینجا بنویسم که کمی به من بخندین ولی فعلا پشیمون شدم ... چون باید اسم افراد و مکان و ... تغییر کنه و قابل شناسایی نباشه ... عجب گرفتاری شدیما

...

 

تلویزیون داره دلایلِ حذف ایتالیا رو بررسی می کنه ...!!!

اینا هم بیکارنا ... دلایلِ حذفِ ایتالیای قهرمان کاملا معلومه ... !

ایتالیا این جام رو در حد و اندازه هایی ندید که بخواد تحویلش بگیره و براش زحمت بکشه ... همین .

 

تازه ... هر دوره که نمی شه ایتالیا قهرمان بشه ... خب بقیه هم گناه دارن ...

 

ما کنار کشیدیم که  آلمان و اسپانیا و بقیه ( به جز آرژانتینِ دو دره باز )حالشو ببرن ... !!! ... !!!

 

بله ... اینجوریاست !!!