لبخندهای احمقانه ی یک زن

عقده ای
نویسنده : مهراوه شریفی نیا - ساعت ۱:٤٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۸
 

ببخشید که مثل عقده ای ها روزی چند تا یادداشت می نویسم ... من سالهاست که در تبِ داشتنِ وبلاگ می سوزم !!! حالا چرا تا الان نشد ... بماند .

...

امروز یادِ یک مطلبی افتادم که قبلا برای همشهری جوان نوشته بودم ... مثلِ اینکه با چاپِ کاملش مشکل داشتن ... آخر هم نفهمیدم چی شد !

شاید امروز همت کنم و اینجا تایپش کنم ... کاری سختیه ,  چون زیاده و منم تازه وارد .

...

مطلب مربوط به شهریور امساله ... یعنی دقیقا بعد از اینکه یک آقایی که نسبتِ نسبتا نزدیکی با من داره ... یک کاری کرد , یعنی  در یک مکانی حضور پیدا کرد که همه کف کردن ... از جمله خودم و خودش !!!

...

مطلب مربوط میشه به الطافی که بعد از اون اتفاق به سویِ اون آقایی که با من نسبتِ نسبتا نزدیکی داره سرازیر شد ...

...

به زودی آپ دیت می کنم