لبخندهای احمقانه ی یک زن

انسانِ خوب
نویسنده : مهراوه شریفی نیا - ساعت ٩:٥۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸٩
 

1 . وقتی بیکاری ... همش منتظری  زودتر بری سرِ کار ...

وقتی سرِ کاری ... روزشماری می کنی که کی تموم می شه !!!

مسخره ست ... شاید هم فقط من اینجوری هستم ... اه , اه , اه , چه دخترِ بدی .

 خوشبختی , توانِ لذت بردن از چیزهاییه که داری ...از لحظات خوب , از رسیدن به آرزوها ...

مهم نیست چقدر داری , چی داری ... مهم اینه که بلد باشی کیف کنی ... شکر کنی ... هرقدر کوچک هرقدر بزرگ ...

سعی می کنم یاد بگیرم .

 

 

 

 

2 . هر شب بهم زنگ می زنه ! ... دلم می گیره ... می دونم از حرفی که دفعه ی قبل بهش زدم غصه دار شده ... دیگه دلش نمی خواد به بی عاطفگی محکوم بشه .

دفعه ی پیش  که از سفر برگشتم گفت : دلم برات تنگ شده بود . گفتم : دروغگو , خب زنگ می زدی , شماره رو که داشتی . گفت : نشد دیگه , چند بار زنگ زدم ولی نمی گرفت ... گفتم : پس چرا ملیکا می تونست هر روز زنگ بزنه ؟ بگو دلت تنگ نمی شه , بی عاطفه شدی ...

دلش شکست ... صداشو شنیدم ... دلم شکسته بود ... صداشو ... !!!

بی انصافی کردم , سنگدل شده بودم , نباید باهاش اینجوری حرف می زدم ... به حرمتِ 9 ماهی که حملم کرده بود , به پاسِ 6 سالِ اولِ عمرم که من همه چیزش بودم , به پاسِ هر دم و بازدمش ... نباید می گفتم ...

تو این سفر هر شب زنگ زده ... کاش از دلتنگی بوده باشه نه  دلشکستگی ناراحت

 

 

 

 

3 . مهربونیِ بی حد و حصر , آدمها رو به شدت بد عادت می کنه . لطف به وظیفه بدل می شه ...

در این فاجعه , مقصر , انسانِ بیش از حد مهربان است ... همین !

 

 

 

 

4 . آدمِ زرنگیه ... اجازه نمی ده کشفش کنم ... برای همینه که تموم نمی شه ... با من بازی می کنه ... خودم بهش اجازه دادم ... اشتباه کردم ... بی دلیل .

پدر سوخته ی نفهمِ سو استفاده کنِ بیشعور !!!

 

 

 

 

5 . بعضی از آدمها سعی می کنند دیگران رو شاد کنند ... شوخ طبعن , خوش اخلاقن ...

دیگران در موردشون می گن : خوش به حالش , از هفت دولت آزاده .

ولی وقتی دراشون رو باز می کنی تازه می فهمی همه ی این  بشاش بودن به بی خیالی ربطی نداره , مربوط به گذشته ی سختیه که تونستن باهاش کنار بیان و بپذیرنش ...

بعضی از آدمها تسلیم گذشته اشون می شن , بعضیا ازش برای جلب ترحم و مظلوم نمایی استفاده می کنن , بعضیام می پذیرنش و از بین همه ی سیاهی ها , هدیه اش رو پیدا می کنن و دیگه دنبالِ مقصر برای مشکلاتشون نمی گردن .

همه چیز به ما بستگی داره که از چه زاویه ای به وقایع نگاه می کنیم . 

 

 

 

 

۶ . آدمهای خودپسندِ مغرور که دائما در حالِ تعریف کردن از فعالیتهای اکتسابیشون هستن ,  مثل یک بادکنکِ پر از کثافت می مونن ... اگه بهش سوزن بزنی که بترکه , گهش سر تا پاتو به گند می کشه ...

از اینجور موجودات فقط باید حذر کرد . همین .

 

 

 

 

7 . چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است ... بیشعور .