لبخندهای احمقانه ی یک زن

تمام
نویسنده : مهراوه شریفی نیا - ساعت ۱:٤٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ اسفند ۱۳۸٩
 

دنبالِ مرگ بودم ... ولی اشتباه کردم ... حادثه  ،  چیزِ دیگری بود ... هزار بار بدتر از مرگ .

دیگه نمی تونم ببخشم ... دیگه نمی تونم تحمل کنم ... از مِهری متنفرم که همه ی جهان پاسش می دارن .

در نتیجه ، اینجا  نمی نویسم ... تا روزی که همه ی این سیاهی از من بیرون بره .

این وبلاگ  ، ١٢ اسفند ١٣٨٨ ، من رو مهمون کرد  ... و امروز ،   ٢١ اسفند ١٣٨٩  ، دیگه جایی برای حملِ حجمِ خشمِ من نداره .

همین .