لبخندهای احمقانه ی یک زن

پارازیت 23
نویسنده : مهراوه شریفی نیا - ساعت ٢:٢٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٥ امرداد ۱۳٩٠
 

می دانی چیست ؟

نبودنت , آرامشی عمیق به زندگیم خواهد بخشید

اما ...

 هیجانِ حضورت , قلبم را از داشتنِ هر آرامشی , بی نیاز می کند ...

 ...

سردرگمیِ عجیبی مرا در بر گرفته است

 و من    فارغ از هر نوع عملی        فقط نظاره گرم

تا چه پیش آید ...

همین !

 

پی نوشت :

1. روزهای معمولی

2. حضوری دوباره ...بیخودی ... بی برنامه ... بی هدف ... همین جوری ... جهت خالی نبودنِ عریضه...

ولی  پر از توقع ... پر از کوری ... پر از دروغ ...

دلم برای باور کردن , تنگ شده است ... حیف , بزرگ شدم ... حتی دیگر دروغ هایت هم لذت بخش نیست .

3. اگر به اندازه ی "متن" , به "حاشیه" هم توجه کنی ... همه چیز رو می بازی ... اول از همه آرامش روحت رو ... مواظب باش ... حاشیه مهلک ترین سمه ... برای کسی که عاشق کارشه ... برای کسی که عاشق انسانیته ... .

4. یک سوال دارم  : بدونِ فحش و ناسزا و بدگویی و بی انصافی می شه انتقاد کرد یا نمی شه ؟

همین