کو گوش شنوا

این روزها , روزهای معاشرته ... همه میرن خونه ی همدیگه ...

در این دید و بازدیدها یک چیزی خیلی به نظرم عجیب میاد ,

چه اتفاقی افتاده که  "شنیدن"  و "گوش دادن" فراموش شدن ؟؟

...

اخیرا با هر کسی که حرف می زنی در جوابت میگه : ولی من ...

یعنی در واقع حرف تو اصلا مهم نیست , مهم اون چیزیه که طرف مقابلت با شنیدنِ حرفِ تو به یادش اومده ...

خیلی کم پیش میاد که کسی در موردِ حرفِ تو سوالی بکنه یا از تجربیاتِ شخصیش مثال نیاره ...

خیلی کم پیش میاد که وقتی تو داری حرف می زنی کسی به خودش فکر نکنه و با بیانِ خاطره ای به نفی تو نپردازه ...

شنیدن جمله ی : " نه , ولی من ... "  این روزها برام تبدیل به یک عادت شده .

...

چی شد که شنیدن حرف ِ دیگران و اهمیت دادن به دیگران اینقدر سخت شد ؟؟؟

چی شد که همه پر از  "من"  شدیم ؟؟؟

...

قبلا فرق بین شنیدن و گوش دادن برام خیلی مهم بود ولی الان اتفاقی که افتاده اینه که حتی وقتی به حرفت گوش می دن هم دارن به خودشون فکر می کنن . سریع تو مغزشون واردِ فایل مقایسه میشن که ببینن خودشون چی ... ببینن نظر اونا چیه , دیگه کمتر کسی برای نظرِ گوینده ارزش قائله , کمتر کسی دنبالِ شناختِ آدمهای دیگه ست . همه دنبال ارائه ی خودشونن . البته این اصلا بد نیست ولی اینکه یادمون بره هر از گاهی به دیگران , به درونشون , به حرفاشون توجه کنیم بده .این که حتی  نتونیم هر از گاهی از خودمون چشم بپوشیم بده ... این که فکر کنیم فقط ما هستیم که حقِ حرف زدن داریم بده ...

این روزا اکثرا  منتظرن ببینن که کی نوبتشون میشه حرف بزنن .... بعضی ها هم که اصلا منتظر نمی مونن , نوبت رو به زور می گیرن ... می پرن تو حرفِ یکی دیگه  و حرفِ خودشون رو می زنن .

این که چی می گن هم خیلی مهم نیست ,  مهم اینه که یک چیزی گفته باشن ,  حتی اگه اطلاعاتِ درستی هم از حرفی که می زنن نداشته باشن  , حتی اگه  یک چیزی رو از توی جدول یاد گرفته باشن  , یا اگر کلامِ آدمِ دیگه ای رو قرقره کنن باز هم براشون مهم نیست ... مهم اینه که حرف بزنن و به چشم دیگران خودشون رو صاحب نظر نشون بدن ... مهم اینه که خودشون رو ارائه بدن حتی اگر درونشون پوچ و خالی باشه ...

نمی دونم بعد از خوندن اونهمه شعرهای خوب در وصفِ  "دُر" بودنِ کلام  و فکر کردن قبل از حرف زدن , چی شد که حالا همه فقط دنبالِ حرف زدنن ... به هر قیمتی .

آیا اگر گاهی فقط گوش کنیم و به یک آدمِ دیگه اهمیت بدیم معنیش اینه که ما بی ارزشیم ؟؟؟

 گوش کردن یک هنره ... هنری که شاید برای حفظِ یک دوستی ضروریه ...

همیشه  باز گو کردنِ خاطراتِ مشابه با چیزی که کسی داره تعریف می کنه  خوشایند نیست ... گاهی هم میشه با یک سوالِ کوچک  ,  احساسِ لذت بخش تری به صاحب سخن داد...


دلم تنگ شده , برای همه ی روزهای خوبی  که به هم گوش می کردیم

...

/ 15 نظر / 45 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گل صباحی

من چه جوریم مهراوه ؟:

مهرزاد

من هم فکر میکنم به همین دلیل ارتباطات نوشتاری این روزها مورد قبول تراست چون باید اول بخوانیم تا بتوانیم بنویسیم بنظرم منطقی ست که هر انسانی به شکل ِ یک واحد ِ مستقل دیده شود ... با تمامی ضرایب ِ حساسیتی ِ خودش ، همه علایقش و همه نفرتهایش ... بودن ِ یکی ، دلیل ِ درستی برای حذف ِ دیگری نیست ... فهم این مطلب ِ ساده اینقدر ها هم مشکل نیست کنار هم بودن ، ارج ِ انسانهاست حتی اگر همسو نباشند ممنون مهراوه عزیز /کلامت سفره دل ها راباز می کند

گل صباحی

:)))بازم گفتم من [نیشخند]...البته همیشه من گفتن بد نیست گاهی معنی تو ،او ،..هم میده...... به خدا هم نگاه کنی خیلی منم منم کرده

محمدT

ولی من .......... با همه حرفت موافق نیستم . شاید آدم هایی که تو باهاشون برخورد داشتی اکثرا اینجوری بودن ، بستگی داره طرف مقابلت کی باشه ، بیشتر مردم از "ولی من " برای وقتی استفاده می کنن که میخوان جلوی طرف مقابل کم نیارن و بگن منم هستم. ( کامنت من مثال زنده و بارز ، کو گوش شنواست ) چون تو رو نفی میکنم ، به خودم فکر میکنم و از تجربیات شخصیم میگم.[خجالت]

محمد Mohammad

من بودن خیلی راحت تر ایت از نیم من بودن اهمیت به حرف دیگران احترام گذاشتن به خود آدم هست کسی که به حرف دیگران گوش نمیده و من هست به خودش در حقیقت احترام نذاشه همیشه پایدار باشی ممنون از حضورت[گل][ماچ]

سارا

چقدر زیبا

الهام خضرایی منش

خیلی قشنگ بود اما تو با اینهمه جزئی نگری و ایده آلیستی اذیت نمیشی؟ شاغل هم هستی؟

مریم

اینکه مسایل تکراری رو که من تا حالا دقت نکرده بودم دقیق و عمیق میبینی دوست دارم. خوندنت باعث میشه برم تو فکر و خودم هم دقتمو به اطرافم بیشتر کنم.موفق باشی عزیزیم

حیدری تفرشی

سلام ... خیلی اتفاقی وب نوشت شما را دیدم و سعی کردم تا جایی که فرصت دارم استفاده کنم . ناخودآگاه اینجا را برای نوشتن انتخاب کردم . زیبا نوشتید و به جا . .. خیلی خوب می بینید و خوب می نویسید... دست مریزاد همشهری هستیم و تا حدودی فامیل ... دعوتتون می کنم به دیدن و خوندن اشعارم

shiloh

بگو دلم تنگ شده برای روزهایی ک حداقل کمی..درونگرا بودیم...