انسانِ خوب

1 . وقتی بیکاری ... همش منتظری  زودتر بری سرِ کار ...

وقتی سرِ کاری ... روزشماری می کنی که کی تموم می شه !!!

مسخره ست ... شاید هم فقط من اینجوری هستم ... اه , اه , اه , چه دخترِ بدی .

 خوشبختی , توانِ لذت بردن از چیزهاییه که داری ...از لحظات خوب , از رسیدن به آرزوها ...

مهم نیست چقدر داری , چی داری ... مهم اینه که بلد باشی کیف کنی ... شکر کنی ... هرقدر کوچک هرقدر بزرگ ...

سعی می کنم یاد بگیرم .

 

 

 

 

2 . هر شب بهم زنگ می زنه ! ... دلم می گیره ... می دونم از حرفی که دفعه ی قبل بهش زدم غصه دار شده ... دیگه دلش نمی خواد به بی عاطفگی محکوم بشه .

دفعه ی پیش  که از سفر برگشتم گفت : دلم برات تنگ شده بود . گفتم : دروغگو , خب زنگ می زدی , شماره رو که داشتی . گفت : نشد دیگه , چند بار زنگ زدم ولی نمی گرفت ... گفتم : پس چرا ملیکا می تونست هر روز زنگ بزنه ؟ بگو دلت تنگ نمی شه , بی عاطفه شدی ...

دلش شکست ... صداشو شنیدم ... دلم شکسته بود ... صداشو ... !!!

بی انصافی کردم , سنگدل شده بودم , نباید باهاش اینجوری حرف می زدم ... به حرمتِ 9 ماهی که حملم کرده بود , به پاسِ 6 سالِ اولِ عمرم که من همه چیزش بودم , به پاسِ هر دم و بازدمش ... نباید می گفتم ...

تو این سفر هر شب زنگ زده ... کاش از دلتنگی بوده باشه نه  دلشکستگی ناراحت

 

 

 

 

3 . مهربونیِ بی حد و حصر , آدمها رو به شدت بد عادت می کنه . لطف به وظیفه بدل می شه ...

در این فاجعه , مقصر , انسانِ بیش از حد مهربان است ... همین !

 

 

 

 

4 . آدمِ زرنگیه ... اجازه نمی ده کشفش کنم ... برای همینه که تموم نمی شه ... با من بازی می کنه ... خودم بهش اجازه دادم ... اشتباه کردم ... بی دلیل .

پدر سوخته ی نفهمِ سو استفاده کنِ بیشعور !!!

 

 

 

 

5 . بعضی از آدمها سعی می کنند دیگران رو شاد کنند ... شوخ طبعن , خوش اخلاقن ...

دیگران در موردشون می گن : خوش به حالش , از هفت دولت آزاده .

ولی وقتی دراشون رو باز می کنی تازه می فهمی همه ی این  بشاش بودن به بی خیالی ربطی نداره , مربوط به گذشته ی سختیه که تونستن باهاش کنار بیان و بپذیرنش ...

بعضی از آدمها تسلیم گذشته اشون می شن , بعضیا ازش برای جلب ترحم و مظلوم نمایی استفاده می کنن , بعضیام می پذیرنش و از بین همه ی سیاهی ها , هدیه اش رو پیدا می کنن و دیگه دنبالِ مقصر برای مشکلاتشون نمی گردن .

همه چیز به ما بستگی داره که از چه زاویه ای به وقایع نگاه می کنیم . 

 

 

 

 

۶ . آدمهای خودپسندِ مغرور که دائما در حالِ تعریف کردن از فعالیتهای اکتسابیشون هستن ,  مثل یک بادکنکِ پر از کثافت می مونن ... اگه بهش سوزن بزنی که بترکه , گهش سر تا پاتو به گند می کشه ...

از اینجور موجودات فقط باید حذر کرد . همین .

 

 

 

 

7 . چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است ... بیشعور .

/ 30 نظر / 67 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بی نشانه

به قلبت یاد بده هر کسی شایسته این نیست که دوستش داشت وهر کسی شایسته این نیست که وقتمونو باهاش بگذرونیم. چون ما نسبت به خودمون .اندیشمون .روانمون واحساسمون در زندگی مسئولیم یاد بگیر .جدا شدن از آدمهایی که دوستشون نداری رو..یاد بگیر احساس آدمها منتقل می شه ...وقطعا اون آدم هم حس تو رو داره. من ودوستم هم مثل شما بودیم ..البته عیب از اون طرف بود ..دختری خودشیفته ..که تمام وقتش صرف تعریف از خودش بود ... ولش کردم .2 سال پیش واحساس خوشبختی به زندگیم بر گشت. ..من با وجود اون اعتماد به نفسمو از دست داده بودم. و4 سال بود که افسرده شده بود .دوران دانشگاهیم نباه شد .خرد شدم...ولی حالا آزادم بهتره تو هم زودتر این کارو بکنی قبل از این که دیوونه بشی....

.........................?......................

مهم نیست که من کی هستم مهم این است که من تو را دوست دارم و تو بازیگر مورد علاقه من هستی . . . و توانایی تو در فیلم قلب یخی را همیشه تحسین میکنم . . .[ماچ][قلب][بغل]

نفس

مهربونیِ بی حد و حصر , آدمها رو به شدت بد عادت می کنه . لطف به وظیفه بدل می شه ... در این فاجعه , مقصر , انسانِ بیش از حد مهربان است ... همین ! گل گفتي مهراوه و من تا حالا نفهميده بودم كه ... بايد از اين به بعد كمتر مايه بزارم واسه بعضيا كه لايقش نيستن چون همه چي رو وظيفه مي دونن فقط همين[گل]

زهرا

سلام ، خانووووووووووم!! بابا انقدر غصه دار نباش خانومی از بالا تا پایین دارم حرفاتو میخونم .دلم خواست که یه کم پای حرفات بشینم .تازه و خیلی اتفاقی وبتو پیدا کردم .منم بذار جزو دوستات ا زامروز همیشه همه پستاتو میخونم .حالا میخوای مهراوه جون باشی یا نه.البته فکر کنم باشی اما یه کم با اونی که تو مغزم بود فرق داشتی چون اصلا چیزی تو مغزم نبود![نیشخند] غر بزن عزیزم ایرادینداره ما همه آدمیم ومم با آرای انسانی همه دارن غر میزنن حالا نوبت تو که شده ایرادم یگیرن؟خوب نخونن! عزیزم منم دارم همه این چیزای زندگی رو تجربه میکنم اما بابت یه چیز خدا رو شکر میکنم تو ام شکر کن همه اینا نشونه ی اینه که تو زنده هستی و زندگی میکنی. بوس[بغل]بیا بغلم.

ساحل

آخ گفتی منم همین طوریم وقتی نمی رم سرکار منتظرم که یه کی بهم بزنگه و دعوتم کنه که یه جا سر کار برم اما به محضی که می رم سر کار می گم قدر روزایی رو که نمی رفتمو می دونم . نمی دونم این دیگه چه حسیه

سارا دهدار

. هر شب بهم زنگ می زنه ! ... دلم می گیره ... می دونم از حرفی که دفعه ی قبل بهش زدم غصه دار شده ... دیگه دلش نمی خواد به بی عاطفگی محکوم بشه . دفعه ی پیش که از سفر برگشتم گفت : دلم برات تنگ شده بود . گفتم : دروغگو , خب زنگ می زدی , شماره رو که داشتی . گفت : نشد دیگه , چند بار زنگ زدم ولی نمی گرفت ... گفتم : پس چرا ملیکا می تونست هر روز زنگ بزنه ؟ بگو دلت تنگ نمی شه , بی عاطفه شدی ... دلش شکست ... صداشو شنیدم ... دلم شکسته بود ... صداشو ... !!! بی انصافی کردم , سنگدل شده بودم , نباید باهاش اینجوری حرف می زدم ... به حرمتِ 9 ماهی که حملم کرده بود , به پاسِ 6 سالِ اولِ عمرم که من همه چیزش بودم , به پاسِ هر دم و بازدمش ... نباید می گفتم ... تو این سفر هر شب زنگ زده ... کاش از دلتنگی بوده باشه نه دلشکستگی ناراحت . . واو یعنی واو .منظورتون مادرتونه ؟ بله دیگه یقینا!!چون فقط مادر9ماه ادم رو حمل میکنه . چه عشق مثال زدنی ای دارید به مادرتون!!! یعنی فقط بخاطر اون 9ماه و چند سالی که زحمت کشیده نباید دلش رو میشکستید؟!!! فقط همین؟!!!مادرتون همین مفهوم رو داره براتون؟ همینقدر کم و قابل حذف؟!! میدونید مادر من تمام سر

لبخند

من تمنا كردم كه تو با من باشي تو به من گفتي : هرگز هرگز!!! پاسخي سخت و درشت و مرا غصه اين هرگز كشت!!!