... !!!

...

...

...

بیخیالی و هوس به رُفت و روبِ من پرداخته اند

و زنگارِ عشق را آرام آرام از وجودم پاک می کنند ...

 

پوزخندم به  ته مانده هایِ دلم خیره مانده است 

...

و   من   دیگر  هیچ ایمانی ندارم  تا بوسه های ِ او را پاسخ گو نباشم   و به انتظار بنشینم ... !

/ 25 نظر / 42 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پیروز

چه خوب بود این...سطر آخر رو دوست داشتم

سعیده

عالی بود مهراوه.... تو این شبا خیلی به یادت میفتم...

اکبر

میگم آخر و عاقبت عشق نفرت و هوس میشه اما من میگم آخر عشق باز هم عشق است. ولی هیچی جای مستی و راستی رو نمیده. نه مست شراب که مست علاقه باشی. با موزیک یا حتی یه فیلم هم میشه مست شد. شب گذشته داشتم کازابلانکا و پدرخوانده ها را رو میدیم از پشت پنجره دیدم که چطوری ملت دارن از مراسم احیا می گردن اما من شب قدرم بهتر ازاونا بود چون من برای خودم بودم و اونا برای یکی دیگه عشق این نیست که بخوای یکی را دوست داشته باشی بلکه مهم اینه که وجود داشته باشه یا با ترانه یا با موزیک یا با نقاشی با هر چیزی که بشه زیبا نشانش داد. عشق همینه. تو هم عاشقی چون فراموشش نکردی و باز حکایتش را اینجا پارازیت میکنی

رژین

امااااااااان!!!!!!!>.....

اکبر

این سایت رو ببین قالبهای خوبی برای وبلاگ داره http://www.blogskin.ir/skin14.php اینم قالب فکر کنم به محیط اینجا بخوره

سپیده

زیاد نفهمیدم چی به چی شد! تو هم مثه من زدی تو خط سانسور و خلاصه نویسی! [چشمک]

امیر

سلام این اولین باریه که دارم برات کامنت میذارم خیلی سعی کردم اینکارو نکنم، راستش نمیدونم چرا نتونستم بی تفاوت باشم ایکاش اینبارهم مثل همیشه فقط یک خواننده ساده باقی میموندم ولی نشد میدونم که مثل خیلی های دیگه میترسی.... ولی نترس شاید بگی توجای من نیستی که بدونی چرا.. ولی مطمئن باش اگر جای تو نباشم ولی یکی شبیه توام ، همونطور که گفتم مثل خیلی های دیگه(که البته شاید بین این سیل جمعیت ما خیلی ها زیادم بچشم نیایم!) ولی بعنوان یک دوست دوستی که نه می شناسیش و نه خواهی شناخت بپذیر و اگرنخواستی بپذیری حداقل روی حرفم فکر کن نترس انتهای ترس جایی نیست بهت قول میدم اگر از ترس بگذری چیز هایی رو خواهی دید که هیچ وقت نمیتوانستی ببینی! اون وقت یکباره بخودت میای و میبینی دنیا چقدر زیباست دنیاییکه فکر نمیکردی بتونی هیچ وقت زیبا ببیینیش برات رنگی تازه پیدا کرده این حرفا رو برای این زدم که از مرحله ای که تو الان در اوایلش هستی وشاید در اواسط(که بعید میدونم) من در حال عبور و رهاییم! پس ساد از کلامم نگذر دوست نداشتم این حرفارو بزنم اونم جلوی بقیه میدونی چرا؟ چون اگر دیگری تورا شکست، تو خود ، خود را در نز

مریم

به جز حضور تو،هیچ چیز این جهان بیکرانه را جدی نگرفتم...حتی عشق را! حسین پناهی

مریم

به جز حضور تو،هیچ چیز این جهان بیکرانه را جدی نگرفتم...حتی عشق را! حسین پناهی

سام :)

مهراوه وبلاگت پره از احساسات یه دختر شکست عشقی خورده ! و باعث شده من دچار یه دوگانگی خطرناک بشیم ! چون همیشه فکر میکردم که دختری که خیلی با نمک و خیلی هم زیباست که شکست عشقی نمیخوره ! الان تورو دیدم دچار این دوگانگی خطرناک شدم