دوست

به دی ماه که نزدیک می شویم ، غمگین می شوم .

دوسال است که دیگر هیچ صمیمیتی نگاهم را مهربان نمی کند .

چقدر جایت خالیست ...

و من امروز دیگر نمی دانم با اینهمه خاطره چه باید کرد ...

_ با بی شمار لحظه ای که تنها یک کلمه کافی بود ، تا هزاران تصویرِ مشترک  در یادمان زنده شود ... که تا صبح قهقهه بزنیم و به حماقتهایمان بخندیم ... بخندیم ... بخندیم ... _

چقدر جایت خالیست ...

یادت ، نبودنِ حضورت را ، در شادترین ثانیه ها ، به صورتم سیلی می زند ...

خاطرات به گلویم هجوم می آورند  و تو با قطره قطره ی من از چشمهایم فرو می ریزی ...

روزها ، مرا دوره می کنند   و    من ، می بینم که دلتنگِ تو بودن ، پایان نخواهد پذیرفت .

پی نوشت :

1. مدتیه که از تهران دور هستم برای کار .

2. خیلی زیاد دلم برای هر روز نوشتن در وبلاگ تنگ شده ... ولی نمی شه ... فرصت نیست و امکاناتِ اینترنتی هم اینجا محدوده .

3. کار کردن در یک گروهِ خوب و صمیمی واقعا نعمتِ بزرگیه ... تقریبا برای اولین باره که در یک پروژه اصلا احساسِ غریبگی نمی کنم .

4. بعضی وقتها سکوت ، خیلی بهتر از تماسهای احمقانه و جوابهای بچه گانه ست ... به خصوص در یک ... !!!

5. این زوج و فرد شدن ماشینها هم برای خودش عالمی داره ... پیش به سویِ پیاده روی در هوایِ آلوده ی پاییزی .

6. می ترسم ... به شدت ... خدا کنه همه چیز خوب پیش بره .

7. از دست دادنِ هیچ عشقی  ، بدتر از ، از دست دادنِ صمیمی ترین دوستِ دخترت نیست ... به خصوص اگر چراییش همیشه برات مجهول بمونه .

/ 47 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دوست

دلتنگیت را با خدا قسمت کن درد دلت را با....

گل صبا ..

آدمهای عادی تاثیرات عادی و تاثیرات عادی نتایج عادی بوجود می آرند . مشکل گاهی این نیست که یه آدم خارقالعاده به معنای اصطلاحی و افسانه ای پیدا کنی گاهی فقط یه آدم غیر عادی به مقدار کافی مورد نظر هست. کسی که عادت غیر عادتش به سمت خوبی ها باشه ...نمی دونم .تکرار خوشایند نیست .

یه دوست

سلام . منم یه دوست خیلی خوب داشتم . البته هنوز هم هست اما رنگ دوستیش مثل قبل نیست . منم نمیدونم چرا . فقط مرور زمان باعث شد. اما به اطرافم نگاه می کنم و سعی می کنم اونایی که هستن و می خوان که باشن رو نگه دارم .

خودم

بیاروبرویم روبه روی باد شمال آن سوی پرچین گریه ها سر پناهی خیس از مژه های ماه رابلدم که بیراه ی دریا نیست

انجل

عزیزززززززم ایشالا که همیشه شاد باشی[گل] از دست دادن یه دوست و مبهم بودن چرایش به نظر من اینجوریه که گاهی اوقات آدم یه حرفی می زنه یا یه کاری می کنه که خودش اصلا فکر نمی کنه مهم بوده باشه و منظوری هم قطعا نداشته ولی طرف ناراحت می شه و یواش یواش دوری می کنه البته اگه ادامه پیدا کنه. تو که مطمئنا اینقدر بانمک و دوست داشتنی و مهربونی که همینجور به دوستات اضافه میشن اگه هم فکر می کنی کسی رفته احتمالا سو تفاهمیه که رفع می شه و خودش برمی گره. خوشحالم که پروژه خوب پیش می ره و راضی هستی. منم آپ کردم با یه متن جدید و اون عکس یادگاری رو گذاشتم :دی

مهرزاد

آخ که این " یک کلمه " ها همیشه چقدر دیر گفته می شوند [ناراحت]

شیما

سلام. خانوادگی از هر انگشتتون هزار هنر می باره... تازه امروز وبلاگتونو کشف کردم. موفق باشی دوست عزیز.. اگر در زندگی ناگاه یکی از سیمهای سازت پاره شد آهنگ زندگی را آنچنان ادامه بده که هیچکس نداند بر تو چه گذشت...

فرید مرادی

سلام.با احترام دعوتید به تصمیم گیری درباره ی ((سرباز فراری))[گل]

عاشق عقل شو.

سحر

آندر رسم وفا مرده که ترسم شبی لیلی زنده شود یادی ز مجنون نکند[گل][کلافه]