پارازیت 15

دلم تنگ است

معصومیت را گم کرده ام و دوستش ندارم و بی تابم

انگار که بخواهی کاش هیچوقت معصوم نبودی و نباشی

سنگِ قبری سیاه بر گلویت چمباتمه زده است

و آوازِ غم انگیزِ صدایت را هیچ قناری بر نمی تابد ...

تو تنهایی

و چشمهایِ مهربانش ,  مهرش را پنهان می کنند  تا تو دیگر  اسیرِ نگاهِ عمیقش نگردی

و چشمهایِ مهربانت  ,  مهرت را فریاد می زنند  تا شاید  هراسش  مغلوب شود

...

 و بازنده تویی ...

تو که هنوز به دنبالِ مهری

در بوی باروت

و سیاهیِ شبهایِ تنهایی .

/ 26 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ابی

تو گناه کردی ؟

شایان افضلی

این متن از شماست ؟ خیلی قشنگ بود

حسین جنوبی

سلام دوباره واقعا پارازیت 15 عالیه و سیاهیِ شبهایِ تنهایی وتنهایی که ماییم و خدا . خداکند خدا در دل ما باشد و نه در زبان

حسین جنوبی

سلام دوباره واقعا پارازیت 15 عالیه و سیاهیِ شبهایِ تنهایی وتنهایی که ماییم و خدا . خداکند خدا در دل ما باشد و نه در زبان

گندم

وبت خیلی جالبه مهراوه جونم...ممنون از مطالب زیبات....[دست][قلب][ماچ]

saradokht.blogfa.com

خیلی خیلی قشنگ بودن. [قلب][قلب][قلب] بیا و به نوازشی بیدارم کن... آرام... دستهایم را بگیر... و در چشمهایم بگو.. که هرچه بر من گذشته، کابوسی بیش نبوده.... گریه هایم را در آغوش بکش و دوباره بخوابانم.... قول میدهم این بار...بمیرم!

سونیا

دلـَــ م تنـــگ شــده؛ براے عكــس هایـے كه پـــــاره كردم و سوزاندمشـــان بـــراے دفتر خاطراتـَــ م كه مدت هاســت دیگر چیزے در آن نمى نویســم حــــــــــتىٰ براے آدم هاے حســودے كه، دورو بـَـرَم میچرخیدند و خـــیلے دیــر شناختمشان بــراے بیخیالــــے و آرامشــے كه دیگر مدت هاست نـــــدارمـش براے كسے كه این روزهـــا عجـــیب نبودنش را حس میكـــنم. خنده هایـے كه دارم فــرامـــــوششـــــان میكـــــنم و بـــــراے خــودم كه حالا دیگـــر خیلے عوض شده ام !!

سارا

باز آسمان ابریست چشمانم گریه میخواهد دلم با نم نم باران میگرید و میگرید نگاهم ب پرندگان کوچ رو خیره میماند اکنون در پی دیدار=تو= تنهاترینم

میترا

دیشب چشام در اومد تا 5صبح کل وبلاگتو خوندم. . .خیلی تفاهم داریم ولی مهراوه جون از من میشنوی منتظرش نمون. . . امیدارم برگرده ولی یه بنده خدایی میگفت اگه 1کیو واقعا میخوای رهاش کن اگه به سمتت برگشت یعنی همونیه که از اول قسمتت بوده من که رهاش کردم برنگشت. . .حالا نمیدونم شما اونو رها کردی یا اون. . خلاصه وقتی نوشته هاتو خوندم برعکس خیلیا که میگن مبهم بود کاملا حس کردم منظورت چیه .البته شما خیلیییییییییییی خوشبخت تر از منی شغلی رو داری که خیلی ها مثل من آرزوشو دارن ولی به خاطر هزارو یک مشکل سعی میکنن بش فک نکنن اما شما قدرشو نمیدونی البته جسارتا من اینطوری برداشت کردم مشکل عشقی 1 فاجعه است اما به چیزایی خوب فک کن به لذت خوردن چای با عزیزترین یا شکلات یا 1 شغل خوب محبوبیت و. . .البته من مشاور نیستم ولی دوست داشتم 1 کم نصیحتت کنم[نیشخند] در آخر چون خیلی دختر دل پاکی هستی برام دعا کن در آغاز 20 سالگی منم به آرزوهام برسم منم برات دعا میکنم. . .دوست دارم مهراوه جون