پارازیت 1

ثانیه ها همچون قیری چهره ی همه را پوشانیده اند

بوی گلِ سرخ دزدیده شده است

تعفن , دستها را به خود می آلاید

خورشید گفته است دیگر طلوعی را تکرار نخواهد کرد

نفت کش ها بارشان را به دریا سپرده اند

سیاهی , کره ی زمین را فرا گرفته است

باران نمی بارد

دیگر هیچ ابری جهان را شایسته ی اشکهایش نمی داند

کوهها یکدیگر را در بر گرفته اند

خنجرها جز به پشتِ دیگری , فرو نمی روند

 همه دروغ می گویند

تلخیِ عجیبی  , لابه لایِ موهایِ طلایی  , جا خوش کرده است .

/ 3 نظر / 51 بازدید
محمد

دلیل این همه تلخی رو نمی فهمم. یه خانم انگلیسی که شوهرش هزارتا بلا سرش آورده بود و کلی سختی کشیده بود ،‌آخرش هم طلاق گرفته بود،‌راجع به شوهرش می گفت : به خاطر مسئله طلاقمون من با آدمهای خوبی آشنا شدم و از این بابت از شوهرش سپاس گزار بود و گفت : Finally something good came of him این مثبت نگریش واسه من خیلی جالب بود . اگه نخوام کلیشه ای بگم ، تو هم داری از دید تاریکی صحبت می کنی. در ضمن استقلال قهرمانه

ملیـK

ای من به قربون اون موهای طلائی... اینهمه سیاهی روشون تاثیر میزاره هاااااااااااا ! اونوقت مجبوری هی بری پیش الهه ! ورشکست میشیااااااااا ! یه کم طلائی تر شو ! سیاهت دلمو میگیرونه............ [ناراحت]

پ-البرز

بهار در راه است بخند فردا مال توست من می دانم نفس عمیق سکوت و شروعی دوباره تو که خود با راز دل گلها آشنا تری.... برخیز (پ-البرز)