پارازیت 18

حالم خوب است .

در حالِ رها شدنم .

تو بخشِ دیگرِ منی 

و من باید در جهان   به دنبالِ چیزِ دیگری بگردم .


اوهام , شیرین تر از رویا

و جهان غرقِ ابهام می شود .

هیچ تلاشی سکون ات را انکار نمی کند ...

من بی صبرم

لبخندی ژرف مرا در بر گرفته است .

سکوتم

و تا ابد سکوت ...

/ 36 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مانی

این جا نظرات فقط تایید میشه , حاضرم شرط ببندم که اصلا نظرات توسط مهراوه خانوم خونده نمیشه !

پلاک های شکسته - رامین

سلام دوست گرامی حالتون چطوره ؟ امیدوارم در سلامت کامل باشید به روز هستم و منتظر حضور شما ممنونم

محمد

آمار بازدید از وبلاگ هم بذار چیزه به درد بخوریه ، اینکه چندنفر در روز و ماه و سال و در کل از وبلاگت بازدید کردن

حسین

سلام مهراوه خوبه که حالت بهتره پارازیت قبلیت حالمو گرفت.... فریاد را به من بیاموز نجابت شرقی سکوت را خواهد آموخت ..

حسین

راستی هی یادم میره بگم .. عکست خیلی قشنگه ... چهره ات و عقیق درشتی که توی دستت خیلی توی سیاهی درخشندگی داره ...بقیه جزئیات بماند ...

امیر

هر چه گشیم در این شهر نبود اهل دلی در دیاری که فقط صحبت دل کندن بود چقدر خوبه که آروم شدی [چشمک]

عباس عباس

باز باران بی ترانه باز باران ، با تمام بی کسی های شبانه می خورد بر مرد تنها می چکد بر فرش خانه باز می آید صدای چک چک غم .... باز ماتم من به پشت شیشه ی تنهایی افتاده نمی دانم ... نمی فهمم کجای قطره های بی کسی زیباست ؟؟؟ نمی فهمم ،چرا مردم نمی فهمند که آن کودک که زیر ضربه شلاق باران سخت میلرزد کجای ذلتش زیباست؟؟؟ نمی فهمم... کجای اشک یک بابا که سقفی از گل و آهن به زور چکمه های باران به روی همسر و پروانه های مرده اش آرام باریده کجایش بوی عشق و عاشقی دارد ؟؟؟؟ نمی دانم نمی دانم چرا مردم نمی دانند که باران عشق تنها نیست صدای ممتدش در امتداد رنج این دلهاست کجای مرگ ما زیباست نمی فهمم یاد آرم روز باران را یاد آرم مادرم در کنج باران مرد کودکی ده ساله بودم می دویدم زیر باران ، از برای نان مادرم افتاد مادرم در کوچه های پست شهر آرام جان می داد فقط من بودم و باران و گِل های خیابان بود نمی دانم کجــــای این لجـــــن زیباست بشنو از من کودک من پیش چشم مرد فردا که باران هست زیبا از برای مردم زیبای بالا دست و آن باران که عشق دارد فقط جاریست بر

شادی

خوشحالم که خوبــــــــــــــــی .. همیشه شاد باشـــــی ...:)